شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۳۰۸۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دل تاریک من روشن زفیض صبحگاهی شدچراغ من جهان افروز زین نور الهی شد
۲
سر خود گوی چوگان حوادث کرد بی مغزیکه با داغ جنون قانع به تاج پادشاهی شد
۳
بهار دیده نظارگی شد چون گل رعنازعشق لاله رویان چهره هر کس که کاهی شد
۴
امید من یکی صد شد به دور خط از ان لبهاچو آب زندگانی قسمت خضر از سیاهی شد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth