خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۳۰۸۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
لب نو خط جانان دور باش بوالهوس باشدکه شکر در دل شب ایمن از جوش مگس باشد
۲
قیامت می کند در سایه زلف سیه خالشجگردارست هر دزدی که همدست عسس باشد
۳
فزاید با ضعیفان چرب نرمی شادمانی راکه گل خندان بود تا در میان خار و خس باشد
۴
چه حاصل از تماشای گلستان عندلیبی راکه باغ دلگشا چاک گریبان قفس باشد
صفحهٔ ۱ از ۳