خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۳۰۹۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چه امید برومندی مرا زان سیمتن باشد؟که خضر از العطش گویان آن چاه ذقن باشد
۲
مرا با خار نومیدی رها کن ای چمن پیراکه شادی مرگ می گردد ، چُو گل در دستِ من باشد
۳
نسیم بی ادب بر گرد بوی گل نمی گردداگر مژگان بلبل خار دیوار چمن باشد
۴
نوازش از کسی جز سیلی اخوان نمی بینداگر صد سال یوسف در دبستان وطن باشد
صفحهٔ ۱ از ۲