شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۳۰۹۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
اگر فتح جگرداران به تیغ افراختن باشدمرا امید نصرت از سپر انداختن باشد
۲
نگردد شمع خرج گاز چون خاموش می گرددگل خیر زبان آتشین سر باختن باشد
۳
دل خود می خورد دیوانه دور از حلقه طفلانکه غمگین ساز سیر آهنگ از ننواختن باشد
۴
گر از روشندلانی از گداز تن مشو غافلکه کار شمع در دلهای شب بگداختن باشد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth