شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۳۰۹۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کیم من تا سلیمان میهمان خوان من باشد؟دل خود می خورد موری اگر مهمان من باشد
۲
من و همصحبتی در خلد با زاهد، معاذاللهکه در هر جا گرانجانی بود زندان من باشد
۳
گر از دست تهی آتش بر آرم چون چنار از خوداز ان خوشتر که چشمی در پی سامان من باشد
۴
اگر مستلزم خواری شود همت نمی خواهمچرا آزاده ای شرمنده احسان من باشد؟
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth