خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۳۰۹۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در آغاز محبت خاطر عاشق غمین باشدکه تا در جوش باشد دردمی بالانشین باشد
۲
ترا کامروز دستی هست بگشا عقده ای از دلکه دست ما زکوتاهی گره در آستین باشد
۳
سلامت گر طمع داری به دشت ساده لوحی روکه سنگ و چاه دایم پیش راه دوربین باشد
۴
نبیند رنج غربت هر که دارد وسعت مشربزخلق خوش همیشه نافه در صحرای چین باشد
صفحهٔ ۱ از ۲