شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۳۱۰۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ز ابروی تو دل گردد زره، گر آهنین باشدکمانی را که تیر از خانه خیزد این چنین باشد
۲
کند در پرده مه سیر خورشید جهان آرازصورت، دیده هر کس به صورت آفرین باشد
۳
مرا با قامت رعنای او عیشی است بی پایانحیات جاودان از مردم کوتاه بین باشد
۴
نگردد مانع از گوهرافشانی موج، دریا راچه پروا باد دستان را زچین آستین باشد؟
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth