خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۳۱۰۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به خاک و خون کشیدی ز انتظارم، این چنین باشد!به آب جلوه ننشاندی غبارم، این چنین باشد!
۲
غبار راه گشتم تا به دامان تو آویزمگذشتی دامن افشان از غبارم، این چنین باشد!
۳
اگرچه داشتی میخانه ها در پیش دست خودبه یک پیمانه نشکستی خمارم، این چنین باشد!
۴
به امید تو عمری چون صدف آغوش وا کردمنیاسودی چو گوهر در کنارم، این چنین باشد!
صفحهٔ ۱ از ۴