شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۳۱۰۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خوشا رندی که در میخانه اش آن آبرو باشدکه چون از پا فتد بالینش از دست سبو باشد
۲
گهی زانو به زانو با صراحی تنگ بنشیندگهی همدست ساغر، گاه همدوش سبو باشد
۳
بیا ای دردمی فکری به حال خاکساران کنسر ما تا به کی از مغز خالی چون کدو باشد؟
۴
زتاب عارضت آب طراوت سوخت در جویشمیان مردمان آیینه دیگر با چه روا باشد؟
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth