خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۳۱۰۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
من ناکس کیم تا در سرشتم آرزو باشد؟به خون شویم اگر در سرنوشتم آرزو باشد
۲
به مرگ خنده خونین نشیند زخم ناسورماگر از چرخ مریم دست رشتم آرزو باشد
۳
قبول سجده بت نیست در لوح جبین منچرا طغرای صندل از کنشتم آرزو باشد؟
۴
سر و کار دل حق ناشناسم باد با دوزخاگر با روی گندم گون بهشتم آرزو باشد
صفحهٔ ۱ از ۲