شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۳۱۰۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دو شب از ماه نو سالی به عید امید می باشدهلال جام هر جا هست سی شب عید می باشد
۲
نباشد دولت ناخوانده را نسبت به دولتهانشاط افزون دهد صحبت چو بی تمهید می باشد
۳
زنور حق بود هر کس زهستی بهره ای داردظهور ذره ناچیز از خورشید می باشد
۴
نمی اندیشد از زخم زبان هر کس که مجنون شدبهار خشک مغزان سایه های بید می باشد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth