خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۳۱۱۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گرفتاری به قدر رشته آمال می باشددلی کز آرزو شد پاک فارغبال می باشد
۲
شبیخون نسیم صبح را افسانه می داندسر هر کس گرانخواب از می اقبال می باشد
۳
شدم سر در هوا از کوته اندیشی، ندانستمکه باغ دلگشا اینجا به زیر بال می باشد
۴
زجمعیت نباشد بهره ای چشم حریصان رازخرمن گرد رزق دیده غربال می باشد
صفحهٔ ۱ از ۳