شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۳۱۳۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زجوش مغز مستان را به سردستار می رقصدکه در دریای بی آرام کف ناچار می رقصد
۲
هلال عید باشد تیغ مشتاق شهادت راسر منصور بی پروا به دوش دار می رقصد
۳
که در دامان تمکین می تواند پای پیچیدن؟در آن صحرا که از شور جنون کهسار می رقصد
۴
شهیدی را که چون ذوق شهادت مطربی باشدسبکروحانه زیر تیغ لنگردار می رقصد
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth