شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۳۱۴۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به عنوانی از ان لب خط جان پرور برون آمدکه بیتابانه آه از سینه کوثر برون آمد
۲
زبی پروایی چشم سیه مست، از غبار خطبه روی پادشاه حسن او لشکر برون آمد
۳
مگر دست دعای ما، رقیبان را فنا سازدکه شمشیر تغافل سخت بیجوهر برون آمد
۴
زحرمان من از وصل تو غواصی خبر داردکه از دریای گوهر خیز، بی گوهر برون آمد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth