خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۳۱۵۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زنقش آرزو دل پاک گردیدن نمی داندامل هر جا بساطی چید بر چیدن نمی داند
۲
تن آسانی دل بیدار را از حق کند غافلکه تا ساکن نگردد پای، خوابیدن نمی داند
۳
غرض از دیده بیناست فرق بیش و کم از همچه حاصل از ترازویی که سنجیدن نمی داند؟
۴
گهر سرمایه نخوت نگردد سیر چشمان راحباب ما ز قرب بحر بالیدن نمی داند
صفحهٔ ۱ از ۳