خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۳۱۶۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز دل در سینه غیر از آه غمپرور نمیماندکه جز خاک سیه از عود در مجمر نمیماند
۲
به آن عارض که دارد داغ خورشید قیامت رالبی دارد که از سرچشمه کوثر نمیماند
۳
به روز تیره ما صبح، شکرخندهها داردنمیداند که این شادی دم دیگر نمیماند
۴
چو مجنون کرد رام خود غزالان را یقینم شدکه اقبال جنون در هیچ کاری در نمیماند
صفحهٔ ۱ از ۳