خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۳۱۷۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به دل مژگان آن ناآشنا پنهان نمی ماندکه خاری گر خلد در دست و پا پنهان نمی ماند
۲
برو ای ساده دل این پنبه را بر داغ دیگر نهدرین ابر تنک خورشید ما پنهان نمی ماند
۳
چو آب از لعل و چون رنگ از رخ یاقوت می تابدصفای دست او زیر حنا پنهان نمی ماند
۴
دل ما و نگاهت هر دو می دانند حال همکه حال آشنا از آشنا پنهان نمی ماند
صفحهٔ ۱ از ۲