شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۳۱۸۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کسی تا کی خورد چون شمع رزق از استخوان خود؟به دندان گیرد از افسوس هر ساعت زبان خود
۲
به هر جانب که رو می آورم خود را نمی یابمچه ساعت بود، حیرانم، زکف دادم عنان خود
۳
مرا چون مهر اگر دور فلک فرمانروا سازدبه خون شبنمی هرگز نیالایم سنان خود
۴
خریداران به زیر خاک گم کردند چون قارونبیفشانم اگر گرد کسادی از دکان خود
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth