شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۳۱۸۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به همت کشتی تن را شکستم تا چه پیش آیددرین دریای بی پایان نشستم تا چه پیش آید
۲
یکی صد شد زتسبیح ریایی عقده کارمکمر در خدمت زنار بستم تا چه پیش آید
۳
زبیتابی گره نگشود از کار سپند منمربع در دل آتش نشستم تا چه پیش آید
۴
غبار خاطرم چون آسیا افزود از گردشبه دامن پای خواب آلود بستم تا چه پیش آید
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth