شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۳۱۸۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نه چندان است شوق من که از دل بر زبان آیدچسان دریای بی پایان به جوی ناودان آید؟
۲
سبکباری پر و بال است جویای سلامت راکه از دریا خس و خاشاک آسان بر کران آید
۳
نگردد سخت جانیها سپر تیر حوادث رابه مغز این ناوک دلدوز پیش از استخوان آید
۴
به آه گرم دل را آب کن گر تشنه وصلیکه بی مانع به سیر گلستان آب روان آید
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth