خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۳۲۰۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
که بر بالین من با قامت چالاک می آید؟که آه از سینه ام بیرون گریبان چاک می آید
۲
در آن محفل که دیوار و در آتش زیر پا داردکجا خودداری از پروانه بیباک می آید؟
۳
نمی آید علاج زهر خشک از سوزن عیسیکه این خار از جگر بیرون به دست تاک می آید
۴
چراغ کشته روشن می توان کردن ز مژگانشبه چشم هر که آن رخسار آتشناک می آید
صفحهٔ ۱ از ۴