خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۳۲۰۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نه بیدردی است گر اشکم به چشم تر نمیآیدمرا از سیرچشمی در نظر گوهر نمیآید
۲
به چشم پاک کرد آیینه تسخیر آن پریرو راچنین فتح نمایانی ز اسکندر نمیآید
۳
نماند از سردمهریهای دوران در جگر آهمدرختی را که سرما سوخت دودش برنمیآید
۴
چنین کز عالم آب آمد آن سرو روان بیروننهال طوبی از سرچشمه کوثر نمیآید
صفحهٔ ۱ از ۲