شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۳۲۱۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زدست خواجه از ابرام زر بیرون نمی آیدازین رگ خون به زخم نیشتر بیرون نمی آید
۲
چه خاک دلنشین است این که صحرای عدم داردکه از دلبستگی ز انجا خبر بیرون می آید
۳
فرو رو در سخن تا دامن معنی به دست آریکه بی غواصی از دریا گهر بیرون نمی آید
۴
مگر صحرایی انشا از غبار دل کنم، ورنهزمین از عهده این چشم تر بیرون نمی آید
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth