خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۳۲۴۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هرکجا پرتو جانانه ما می افتدبرق در خرمن پروانه ما می افتد
۲
از تن غرقه به خون کان بدخشان شده ایمسنگ اطفال به دیوانه ما می افتد
۳
می توان زود دل از خانه ویران برداشتقدم سیل به ویرانه ما می افتد
۴
این چه آهوست کز اندیشه صیادی اورعشه بر پنجه شیرانه ما می افتد
صفحهٔ ۱ از ۳