خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۳۲۵۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آب خوب است لب خشکی ازو تر گرددگره دل شود آن قطره که گوهر گردد
۲
خار پیراهن ماهی است به اندازه فلسجای رحم است بر آن کس که توانگر گردد
۳
هرکه قانع به در دل نشود از درهااز پریشان نظری حلقه هر در گردد
۴
مکن اندیشه ز وحشت که به سودازدگاندامن دشت جنون، دامن مادر گردد
صفحهٔ ۱ از ۳