خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۳۲۶۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چه بهشتی است که یارم ز سفر برگردداز نظر ناشده چون نور نظر برگردد
۲
قدرت عجز اگر این است که من یافته امتیغ دندانه شود تا ز سپر برگردد
۳
سفر عشق محال است مکرر نشودهرکه این راه به پا رفت به سر برگردد
۴
نه چنان رفته ام از خود که به خود باز آیمبه دل سنگ محال است شرر برگردد
صفحهٔ ۱ از ۳