خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۳۲۶۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل ما کی تهی از درد به افغان گردد؟این نه ابری است که از باد پریشان گردد
۲
روی یوسف کند آن روز جهان را روشنکه برافروخته از سیلی اخوان گردد
۳
صبر کن بر نفس گرم خود ای تشنه جگرکه چو دل آب شود چشمه حیوان گردد
۴
یاد رخسار لطیف تو عجب اکسیری استکه غبار دل ازو سنبل و ریحان گردد
صفحهٔ ۱ از ۴