شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۳۲۶۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چشم شوخ تو چو بر همزن مژگان گردددو جهان فتنه به هم دست و گریبان گردد
۲
در غبار دل ما آه عبث پیچیده استاین نه ابری است که از باد پریشان گردد
۳
حیرت وصل زبان بند لب گفتارستطوطی آن به که جدا از شکرستان گردد
۴
بی حجاب تن خاکی نرسد جان به کمالپسته بی پوست محال است که خندان گردد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth