خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۳۲۸۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آدمی پیر چو شد حرص جوان میگرددخواب در وقت سحرگاه گران میگردد
۲
آسمان در حرکت از نظر روشن ماستآب از قوت سرچشمه روان میگردد
۳
رای روشن ز بزرگان کهنسال طلبآبها صاف در ایام خزان میگردد
۴
طالب خلق اگر گوشه عزلت گیردهمچو دامی است که در خاک نهان میگردد
صفحهٔ ۱ از ۲