شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۳۲۸۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
صبر در عشق ز دلها سفری می گرددکوه در راه طلب کبک دری می گردد
۲
پرتو عاریتی نعل در آتش دارددولت ماه به یک شب سپری می گردد
۳
می و مطرب نبود زنده دلان را در کارخنده بر غنچه نسیم سحری می گردد
۴
از نظرها ز خط سبز شود پنهان حسنآدمیزاد درین شیشه پری می گردد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth