شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۳۳۰۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سالک از منزل نزدیک شکایت داردشوق را سست کند ره چو نهایت دارد
۲
تشنه تیغ فنا راست سپر ابر بلاشمع آتش به سر از دست حمایت دارد
۳
استخوانش اگر از دوری ره سرمه شودعاشق از یار همان چشم عنایت دارد
۴
آتشی در ته پا هست اگر رهرو راهر گیاهی به رهش شمع هدایت دارد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth