خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۳۳۰۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سخنی کز دل بیتاب بود پرداردنامه شوق چه حاجت به کبوتر دارد؟
۲
پوست بر پیکر من قلعه آهن شده استرگ ز خشکی به تنم جلوه نشتر دارد
۳
خبر از گوهر اسرار ندارد غواصاین محیط از نفس سوخته عنبر دارد
۴
خانه از بحر جدا ساخت به یک قطره آبدل پر آبله ای بحر ز گوهر دارد
صفحهٔ ۱ از ۲