خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۳۳۱۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
لب لعل تو اگر جام شرابی دارددل ما نیز نمک خورده کبابی دارد
۲
ای بسا خون که کند در دل صاحب نظرانچهره ای کز عرق شرم نقابی دارد
۳
روی خوب از نگه گرم نماند سالمرزق آتش شود آن گل که گلابی دارد
۴
قرب سیمین بدنان آتش بی زنهارستشبنم از صحبت گل چشم پرآبی دارد
صفحهٔ ۱ از ۳