خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۳۳۱۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر که چون زانوی خود آینه داری داردروز و شب پیش نظر باغ و بهاری دارد
۲
می کند جام علاجش به پف کاسه گریهر سری کز خرد خام غباری دارد
۳
چه شتاب است که در دیده من دارد اشکباز سیماب بر آیینه قراری دارد
۴
به تهیدستی من کیست ز ثابت قدمان؟سر دیوار به کف دامن خاری دارد
صفحهٔ ۱ از ۲