شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۳۳۲۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دل و دین و خرد و هوش مرا صهبا بردحاصل عمر من این سیل گران یکجا برد
۲
نه همین تشنه من از میکده بیرون رفتمکه صدف هم دل پرآبله از دریا برد
۳
نکند جاذبه عشق اگر کوتاهیمی توان بار دو عالم به تن تنها برد
۴
کوه تمکین فلک، مهره بازیچه اوستعالم آشوب نگاهی که مرا از جا برد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth