خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۳۳۳۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از سری جوی سعادت که ز دولت گذردتن به خواری دهد از افسر عزت گذرد
۲
هر که دامن کشد از خار علایق اینجاسالم از دامن صحرای قیامت گذرد
۳
آنچه دارند ز شب زنده همان از عمرستخون مرده است دگر هرچه به غفلت گذرد
۴
خانه هرکه به اندازه بود چون زنبورهمه ایام حیاتش به حلاوت گذرد
صفحهٔ ۱ از ۴