شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۳۳۳۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زخم عشاق محال است ز خنجر گذردچه خیال است که مخمور ز ساغر گذرد؟
۲
زاهد خشک ز سرچشمه زمزم نگذشتمست چون از می چون خون کبوتر گذرد؟
۳
چرخ پر کوکبه سد ره عاشق نشوداین سپندی است که چون برق ز مجمر گذرد
۴
عبث آیینه زره پوش ز جوهر شده استتیر مژگان تو از سد سکندر گذرد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth