خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۳۳۴۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کعبه از کوی تو لبیکزنان میگذردزمزم از خاک درت اشکفشان میگذرد
۲
با همه تار تعلق که در او پیچیده استشمع در نیمنفس از سر جان میگذرد
۳
اگر این است فلک، روز و شب عشرت مادر شب جمعه و روز رمضان میگذرد
۴
قصه خنجر الماس مگویید به ماکه در اینجا سخن از تیغ زبان میگذرد
صفحهٔ ۱ از ۲