خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۳۳۶۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
حسن آن روز که آیینه مصفا میکردعشق در پرده زنگار تماشا میکرد
۲
از نفس سوختگی خال لب ساحل شدگوهر ما که تلاش دل دریا میکرد
۳
شوق هر چاک که در پرده دل میافکندرخنهای بود که در گنبد مینا میکرد
۴
برق آن حسن جهانسوز به یک دم میسوختشوق چندان که پر و بال مهیا میکرد
صفحهٔ ۱ از ۳