خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۳۳۷۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جان ما تاب زهر زلف پریشان نخورددل ما آب ز هر چاه زنخدان نخورد
۲
می این بزم به خوناب جگر آغشته استطفل بی گریه دمی شیر ز پستان نخورد
۳
تا کسی نشکند آیینه خودبینی راآب چون خضر ز سرچشمه حیوان نخورد
۴
به تهیدستی و بی برگی خود ساخته ایمچون سر دار، سر ما غم سامان نخورد
صفحهٔ ۱ از ۲