شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۳۳۸۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
قطره آن کس که پی آب به ظلمت می زدکاش خود را به دم تیغ شهادت می زد
۲
دید تا روی تو، چون گل همه تن دامن شدآن که بر آتش من آب نصیحت می زد
۳
این زمان نامه اعمال گنهکاران استبر رویی که دم از صبح قیامت می زد
۴
گرچه روی سخنش بود به ظاهر با غیرنمکی بود که ما را به جراحت می زد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth