خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۳۳۸۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گوهر عکس لبش گر به شراب اندازدکله عیش، می از جوش حباب اندازد
۲
جدل شبنم و خورشید بود مشت و درفشخرد آن به که سپر پیش شراب اندازد
۳
کوس شهرت زند از خم چو فلاطون هرکسخشت برگیرد و از دست کتاب اندازد
۴
هر که خواهد که کند مشکل عالم را حلدفتر عقل همان به که در آب اندازد
صفحهٔ ۱ از ۳