خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۳۳۸۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
باد اگر پرده ز رخساره یار اندازدلرزه بر دست نگارین بهار اندازد
۲
آب آیینه ز شرم خط او چون خس و خارهر نفس جوهر خود را به کنار اندازد
۳
شرم رخسار تو صد پرده خونین از گلهر سر سال به رخسار بهار اندازد
۴
زلف رخساره خورشید شود شبگیرمشوق اگر سایه بر این مشت غبار اندازد
صفحهٔ ۱ از ۲