خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۳۳۹۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بر ز نخدان تو هرکس که نگاه اندازدگر بود خضر، دل خویش به چاه اندازد
۲
گرد بر دامن دریای کرم ننشیندابر اگر سایه رحمت به گیاه اندازد
۳
عقده مشکل ما را به نسیمی دریابتا به کی آه به اشک، اشک به آه اندازد؟
۴
در گذر از سر نظاره آن قد بلندکاین تماشا ز سر چرخ کلاه اندازد
صفحهٔ ۱ از ۲