خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۳۴۰۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
پایم از گرمی رفتار چنان میسوزدکه دل آبله بر ریگ روان میسوزد
۲
وادی شوق چه وادی است که طفلی به هوسگر کند مرکب نی گرم، عنان میسوزد
۳
حرم عصمت میخانه چه دارالامنی استشمع مهتاب به فانوس کتان میسوزد
۴
دل بیدار ازین صومعهداران مطلبکاین چراغی است که در دیر مغان میسوزد
صفحهٔ ۱ از ۲