خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۳۴۰۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر که زشت است همان زشت به عقبی خیزدکور از خواب محال است که بینا خیزد
۲
خازن مرگ مبدل نکند گوهر راجاهل از خواب محال است که دانا خیزد
۳
ننگ همت بود از هیچ فشاندن دامنسهل زهدی است که کس از سر دنیا خیزد
۴
حاصلش ماندگی و آبله پا باشدهر که بی جاذبه آن طرف از جا خیزد
صفحهٔ ۱ از ۳