خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۳۴۱۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
من که دارم که گلم بر سر بالین ریزد؟قطره ای چند مگر دیده خونین ریزد
۲
بهله هر گاه کند بر کمرش دست اندازرشک در سینه من ناخن شاهین ریزد
۳
به امیدی که به آن گوشه دستار رسدگل زر خود همه در دامن گلچین ریزد
۴
بوی پیراهن یوسف به عبیری نخردهر غباری که ازان طره مشکین ریزد
صفحهٔ ۱ از ۲