شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۳۴۱۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زین سعادت که ز بال و پر ما می‌ریزداستخوان‌بندی اقبال هما می‌ریزد
۲
به سبکدستی من نیست درین بزم کسیاول از ناخن من رنگ حنا می‌ریزد
۳
خار صحرای جنون می‌بردش دست به دستهرکه را آبله گل در ته پا می‌ریزد
۴
رهروی را که بود درد طلب دامنگیرخار در رهگذر راهنما می‌ریزد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth