شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۳۴۱۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
صبر هرچند به دل رنگ حضر می‌ریزدشوق از خانه برون رخت سفر می‌ریزد
۲
صدف از تشنه‌لبی مشرق تبخال شده استابر در کام نهنگ آب گهر می‌ریزد
۳
عارفان جان خود از خصم ندارند دریغگل به دامان صبا زر به سپر می‌ریزد
۴
با سبکدستی ما برق حوادث چه کند؟جرأت کشتی ما رنگ خطر می‌ریزد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth