خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۳۴۱۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چه خیال است به تیغش دل بیتاب رسد؟بیخبر بر سر این تشنه مگر آب رسد
۲
هم به بال و پر خورشید مگر شبنم مابه سراپرده خورشید جهانتاب رسد
۳
رشته عمر ازان چاه ذقن کوتاه استبه گسستن مگر این رشته به آن آب رسد
۴
نفس هر دو جهان سوخت درین غواصیتا که را دست به آن گوهر نایاب رسد
صفحهٔ ۱ از ۴